شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
239
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
و الشّمس معرضة تمور كانّها * ترس يقلّبه كمىّ رامح * 1 از مهاد استراحت به بارگاه خراميد و مثال داد تا جمله حمله علم و ارباب دانش در حضرت او حاضر شدند و صورت منام با علماى تعبير « 1 » كه به علم تاويل اعجاز يوسفى نمودندى و به لهجت شيرين ، ابن سيرين را در خوى خجلت غوطه دادندى ، عرض كردند و گفتند : بدان اى شهنشاه گيتى جناب * فلك مرتبت ، خسرو كامياب چنان است تاويل و تعبير خواب * كه در زير ران داشتى آفتاب كه زير پى آرى جهان ربع ربع * بگردى به گرد اقاليم سبع بگيرى به شمشير كشورستان * ازين قيروان تا بدان قيروان دليل بر تحقيق اين معنى و برهان بر تصديق اين دعوى ، آن است كه پادشاه كيوان درگاه « 2 » ، ساحت ربع مسكون ميل به ميل بپيمايد و عنان اوامر و نواهى اطراف و نواحى آن برا و بحرا در قبضه اقتدار آورد . اقليم هفتگانه بگيرى به زخم « 3 » تيغ * آرى جهان به تيغ زدن گيرد آفتاب و احكام منجمان و تعبير معبران با طالع او موافق افتاد و به مدت سيزده سال بر سهل و حزن و كوه و دشت كره خاك بگذشت و شامخات اطواد و راسيات جبال را به حوافر « 4 » * 2 بادپايان خاكنورد آب سير آتش نعل درنوشت ، چنان كه محرر اين كلمات گويد : روز در روم بود و شب در هند * شام در شام و صبح در نوشاد رخش او از دو رود خوردى آب * شط جيحون و دجله بغداد چون سعادتى كه ثمره آن در مصالح پادشاهى از نهال هدايت الهى است ؛ در شان او ظهور يافت و امور دولت او در سلك ارادت و نجح آمال منتظم شد ، در انصاف و داد بر كافه خلق بگشاد ، نداى : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً ، * 3 به عالم و عالميان
--> ( 1 ) - ب و ج : معبر . ( 2 ) - ج : بارگاه . ( 3 ) - ب : ضرب . ( 4 ) - ب : جوافر . ج : حوافير .